تبلیغات
خبرنامه بازاریابی
خبرنامه بازاریابی
گاهنامه ای رو به دنیای بازاریابی ، تبلیغات ، مشاوره و آموزش بازاریابی

بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 17 مهر 1393

آنچه که سبب جذابیت تبلیغات برای تبلیغ دوستان می شود ، تصویرسازی مورد تبلیغ برای مخاطب است. البته در مواردی نیز به دلیل ملموس نبودن کالای عرضه شده این امر با سختی هایی همراه خواهد بود. یکی از این کالاها ، خدمات است که این روزها مدیران این بخش ها ( بخش خدمات که به بخش نامرئی هر صنعت می ماند که رشد آن نشان از پیشرفت اقتصادی جامعه دارد ) نیز از گردونه رقابت های تبلیغاتی دور نمانده اند و هرازگاهی با تبلیغاتی داغ در این خصوص روبرو می شویم که عدم توجه به آنها ، دور از انصاف است.

در این راستا این بار از کمپین تبلیغاتی شرکت بیمه رازی می خوانیم...

شرکت بیمه رازی که از سال 1382 فعالیت رسمی خود را آغاز کرده ، اینک برای اولین بار در اقدامی رسمی کمپین تبلیغاتی انفجار را راه انداخته که طی آن ابتدا شاهد تیزر تلویزیونی هستیم که از اوایل مهرماه امسال بر روی آنتن رفت. و پس از آن بیلبوردهای تبلیغاتی  در سطح شهر به شکل تیزینگ که در ابتدا تنها محدود به جمله " شما رازی هستید؟" بود و از چندی قبل در فاز دوم و با باز شدن این تبلیغ شخصیت اول همان تیزر تلویزیونی را می بینیم که با فنجانی چای در دست ایستاده در حالی که در پس زمینه انفجاری بزرگ در حال وقوع است.

بزرگترین نقطه قوت این کمپین ، مدیریت زمان در اجرای آن به گونه ای صحیح است چنان که مخاطب در یک فاصله زمانی مشخص ، شاهد تیزر تلویزیونی و سپس بیلبوردهای تبلیغاتی در سطح شهر به شکل تیزینگ است. البته ناگفته نماند که بهتر بود این ترتیب به گونه برعکس رقم می خورد چنان که ابتدا تیزینگ بسته و سپس باز آن در سطح شهر اکران می شد و چندی پس از آشنایی مخاطب با مفهوم پیام ، تیزر تبلیغاتی ،  مورد تبلیغ را تثبیت می کرد. این ترکیب به همان شکل و ترتیب جلب توجه ، علاقه ، تمایل و عمل خواهد بود که توجه به آن همواره در تبلیغات اشاره شده است.

این نکته قابل ذکر است که همراه ساختن حجم وسیعی از مخاطبین از طریق القای یک پیغام در ذهن کنجکاو شان نیاز به مدیریت صحیح دارد. استفاده  از تیزینگ در زمان مناسب ، با رعایت  اکران هر دو فاز تبلیغ در مکان یکسان  نکته مهمی خواهد بود، که در مورد تیزینگ بیمه رازی این مورد به درستی انجام شده است. از دیگر نکات مثبت در اجرای این تیزینگ ، استفاده از رنگ برند رازی در سراسر بیلبوردهای تبلیغاتی است که این امر در تثبیت جایگاه و هویت برند در ذهن مخاطب تاثیر بسیاری خواهد داشت. توجه به تیزرتبلیغاتی این کمپین نیز خالی از لطف نیست. این تیز در محتوای صحنه هایی اکشن شکل می گیرد که پر است از جلوه های ویژه که گاهی القا کننده این حس است که کارگردان آن ، تفاوتی میان تیزرهای تبلیغاتی و فیلم های سینمایی قایل نیست.

مساله دیگر که قدری ذهن مخاطب را درگیر می کند ، شعار تبلیغاتی این کمپین است که در مرحله تیزینگ به صورت " شما رازی هستید؟" و در مرحله تیزر تبلیغاتی به صورت " من رازی هستم " بود. به نظر می رسد که اکثر برندها علاقه و توجه خاصی به رعایت تشابهات اسمی میان برخی واژگان و بازی با کلمات دارند، مانند رازی و راضی ، بی مکث و بیمکث و ...

اما استفاده از این شیوه بدون توجه به رعایت اصول صحیح واژگان نه تنها ظاهری نامناسب دارد بلکه تاثیری منفی نیز در ذهن مخاطب نسبت به برند مورد نظر خواهد داشت. به عنوان مثال هدف از این شعار تبلیغاتی چیست؟ آیا لغت " رازی " در این شعار نشان از برند رازی دارد ؟ که در این صورت معنای درستی از ترکیب این شعار با تیزینگ و تیزر مربوطه حاصل نمی شود. و یا آیا این لغت نشان از معنی " رضایت" دارد؟ که در این صورت اشتباه املایی ، ظاهری نامناسب ایجاد خواهد کرد.

خلاصه آنکه باز هم می گوییم که استفاده از واژگان درست ارزشمندتر از بازی باکلمات به هر قیمتی است.

 





طبقه بندی: واگویه های کمپین های تبلیغاتی، 
ارسال توسط محیا پورسلیم
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 24 شهریور 1393

انسان های عجیبی هستیم.  وقت زیادی رو صرف دل بستگی هامون می کنیم ، برای تهیه پوشاک و خوراک مورد علاقمون به دورترین مکان ها می ریم ، آرزوی سفر به کره ماه و یا قطب شمال رو داریم ، دوست داریم به دل کوهها یا ته دره ها ، یا حتی دورترین و تاریک ترین غارها سفر کنیم ، ناشناختنی ها رو کشف کنیم و ...  ولی چقدر هم بلدیم به درون خودمون سفر کنیم ، خودمونو بشناسیم و خوب هم فکر کنیم ؟  ریشه های تفکر و اندیشه در آموزه های دینی و ادبی ما وجود داره ، مثلا به اعتقاد مولانا "هویت انسان و جهان آدمی در اندیشه های اوست ".یا آنتونی رابینز از پیشگامان مدیریت همیشه به رابطه فکر ، احساس ، ذهنیت ، رفتار و نتیجه اشاره داره و خیلی قبلتر ها حضرت علی فرمودند:"مواظب فکرت باش چون گفتارت می شود ،مواظب گفتارت باش چون کردارت می شود، مواظب کردارت باش چون عاداتت می شود، مواظب عاداتت باش چون شخصیتت می شود، مواظب شخصیتت باش چون سرنوشتت می شود!" ما نسل جدیدها همه اهل کتاب و درس و دانشگاه ایم ، همه دکتر، مهندس ، مدیر ، کارشناس و کارشناس ارشدیم ، همه به فکر بورسیه دکتری تو فلان دانشگاهیم ، ولی چقدر اجازه دادیم که آموختنی هامون روی تفکرات ، اندیشه ها، رفتار ، نگرش ها ، برخورد با دیگران و... در نهایت فرهنگمون هم تاثیر بزاره؟  به قول مولانا : ای برادر تو همان اندیشه ای / ما بقی خود استخوان و ریشه ای . حکایت " پژو با جسم پیکان " حکایت ما آدم های این دوره هست... خلاصه اینکه همیشه یاد این جمله هستم "بیچاره چوب کبریت ، آتش از سرش شروع شد ولی در جانش افتاد ... فکرت را مراقب باش" .

پاورقی

_ خوب فهمیدن وفهمیدن امور خوب ، دو ویژگی انسان های بزرگ است كه نشانگر آمیختگی "حسن فعلی" و "حسن فاعلی" است كه هم كارِخوب می كنند و هم خوب، كار می كنند. " حضرت علی علیه السلام"

 _ عقلش را زنده کرد و نفس خویش را کشت تا آنجا که جسمش لاغر و خشونت اخلاقش به نرمی گرایید. برقی پر نور برای او درخشید و راه را برای او روشن کرد و در راه راست او را کشاند و از دری به در دیگر برد تا به در سلامت و سرای جاودانه رساند که دو پای او در قرارگاه امن با آرامش تن استوار شد . این پاداش آن بود که دل را درست به کار گرفت و پروردگار خویش را راضی کرد. " نهیج البلاغه خطبه 220"

_ این جهان یک فکرت است از عقل کُل / عقل چون شاه است و صورت ها رُسل " مولانا"

_ می اندیشم پس هستم ، هستم چون فکر می کنم ، و فکر می کنم چون شک می کنم. "رنه دکارت"

_ دوران همه در دست و تو در حسرت درمان / عالم همه دامست و تو در فکرت دانه “خواجوی کرمانی"

_ می کنم فکر و جز این چاره و درمانم نیست “عبید زاکانی / دیوان اشعار"

_ ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم. "شوپنهاور"

_ آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی، بکوش که کمال آنچه هستی باشی . "دی سلز"

_ اگر انسان‌ها در طول عمر خویش فعالیت مغزشان به اندازه یک میلیونیوم معده‌شان بود، اکنون کره زمین تعریف دیگری داشت." آلبرت انیشتن"

_ اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد." نلسون ماندلا"

_ اگر انسان به اندازه دانه خردلی ایمان داشته باشد، اگر به درخت زیتون بگوید بر دریا بروید، بر دریا خواهد روئید... "عیسی مسیح"     

_ کاش می شد درون ذهن دیگری را واجست تا بشود دانست چه می گذرد در هزارتوی آن ؟ " سلوک / محمود دولت آبادی"

_ خداوند برای هر کس همان قدر وجود داره که او به خداوند ایمان داره “روی ماه خدا را ببوس / مصطفی مستور"

_ کسانی که عقاید احمقانه شان را ابراز می کنند اغلب بسیار حساسند. هر قدر عقاید کسی احمقانه تر باشد کمتر باید با او مخالفت کرد. حماقت بزرگترین نیروی روحانی تمام تاریخ بشر است. باید در برابر آن سر تعظیم فرو آورد . چون همه جوره معجزه ای از آن ساخته است . "خداحافظ گری کوپر __ رومن گاری"

_ نصف چرت و پرت هایی که مردم می گویند من گفتم را هرگز نگفته ام “آلبرت اینشتین"

_ گمشده این نسل اعتماد است نه اعتقاد. اما افسوس. که نه بر اعتماد اعتمادیست و نه بر اعتقادشان اعتماد.

_زندگی حتی وقتی انکارش می کنی ،حتی وقتی نادیده اش می گیری ،حتی وقتی نمی خواهی اش،از تو قوی تر است .از هر چیز دیگری قوی تر است " من او را دوست داشتم / آنا گاوالدا"




طبقه بندی: مجموعه داستانك های من، 
ارسال توسط محیا پورسلیم
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 21 شهریور 1393

به تعبیر ادوارد تایلور ، فرهنگ هرآن چیزی ست که آدمی از جامعه خود فرا می گیرد.

به زعم بنده نقطه عطف فرهنگ با بازاریابی از دو منظر قابل تامل است :

اول فرهنگ، به عنوان  یک کل پیچیده که در رفتار مصرف گرایی جامعه اثر می گذارد که همین مساله خود همگرایی آن را در فضای بازاریابی نشان می دهد و دوم خود فی نفسه به عنوان یک کالا و محصول که اهمیت ارایه و انتقال آن در جامعه به وضوح مشخص است . از این رو امروزه بازاریابی فرهنگی را می توان فرآیندی دانست در راستای پیش بینی نیازهای فرهنگی جامعه و پاسخ گویی آنها به کمک مبادلات فرهنگی.

اما یادداشت امروز من به بحث دوم باز می گردد. کافی است در فضای رسانه ای و محتوایی جامعه تبلیغات تامل کرد. بخش اعظم بیلبوردهای تبلیغاتی سطح شهر مشمول بسته های فرهنگی است که توسط سازمان زیباسازی شهرداری تهران در حال اکران است جذابیت این موضوع برایم از آنجا پیش آمد که چندی قبل با تیزینگ یا تبلیغات بسته ای مواجه شدم که بیلبورد آن تنها شامل قطرات باران بود و خطی خوش که نوشته شده بود " باز باران ". عبارت باز باران گاهی ذهنم را درگیر مواد شوینده می کرد و گاهی درگیر مفهومی انتزاعی از یک برند جدید... این درحالی بود که تمام روزهای رفت و آمد، منتظر بودم تا به زودی این تبلیغ باز شود تا بدانم چه برندی با چه مضمونی در وراء آن نهفته است.

تا روزی که تبلیغ باز شد و با این بیلبورد مواجه شدم.


در تبلیغات انتظاری ،تیزینگ یا تبلیغات چند مرحله ای که در فاز اول ارسال پیام تبلیغاتی در قالب جملات ، تصاویر و یا عبارات حساسیت برانگیز در بستری از رنگ های مرتبط با برند مورد نظر به گونه ای نا مفهوم صورت می گیرد ، هدف جلب کنجکاوی مخاطب نسبت به دنبال کردن تبلیغ و رمزگشایی آن است تا در فاز دوم و با بازگشایی تبلیغ ، در ذهن مخاطب ماندگار شود. در این دسته از تبلیغات پس از توجه به نکاتی چون استفاده از یک رسانه در زمان بازشدن تبلیغ ، داشتن صبر و تحمل از سوی مدیران و اختصاص بودجه مناسب به آن ، باید به نوع برند و محصول نیز توجه داشت . چرا که جذابیت آن زمانی بیشتر می شود که محصول مورد نظر پاسخگوی جلب کنجکاوی مخاطب باشد.

این درحالی است که باز باران نام طرحی است فرهنگی با محوریت چندین برنامه قابل اجرا از جمله برپایی نمایشگاه هایی که به مناسبت بازگشایی مدارس در مهرماه صورت می گیرد. علاوه بر آنکه این طرح سعی دارد به برند فرهنگی نیز تبدیل شود آنچه نظر بنده را نسبت به این تیزینگ جلب کرد، ارایه یک بسته فرهنگی در قابل تبلیغات بسته بود.

اما شما...

به عنوان یک مخاطب استفاده از روش تیزینگ یا تبلیغات بسته یا همان تبلیغات چند مرحله ای برای ارایه یک بسته و کالای فرهنگی و حتی خدمات را مناسب می دانید یا فکر می کنید که تاثیر آن بر کالاهای فیزیکی بیشتر است ؟

اصلا اگر شما مدیر کمپین تبلیغاتی طرح " باز باران " بودید آیا از روش تیزینگ استفاده می کردید؟

آیا این تبلیغ انتظاری ، انتظار شما را به عنوان مخاطب رفع ساخت یا خیر؟

به طور کل مشاهدات شما ، در فاز دوم این تیزینگ و در نقطه بازگشایی آن چه بود؟

 تعجب ، تثبیت و یا تشویق ...؟؟






طبقه بندی: واگویه های کمپین های تبلیغاتی، 
ارسال توسط محیا پورسلیم
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 13 شهریور 1393
هر تبلیغ برای جلب مخاطب ، از جذابیت هایی استفاده می کند ، به طوری که می توان جاذبه های تبلیغاتی را مبنای اصلی پیام ها و تیزرهای تبلیغاتی دانست. یکی از این جاذبه ها ، جاذبه اخلاقی است که در آن ضمن جلب نظر مخاطب نسبت به محصول سعی در وادار کردن وی نسبت به حمایت از برخی رویدادهای اخلاقی و اجتماعی  محبوب در جامعه دارد. یکی از تیزرها ی تبلیغاتی این روزها که واگویه کردن آن خالی از لطف نیست ، تیزر تبلیغاتی شرکت سامسونگ در معرفی گوشی های جدید گلسی s5  است که در آن ضمن استفاده از چالش سطل آب یخ ( که این روزها به چالشی ترین مساله در رسانه های مجازی تبدیل شده که همه چهره های معروف جهت حمایت از بیماری  ALS  در آن حضور دارند ) سعی در ارایه این محصول جدید به بازار دارد.


[http://www.aparat.com/v/5piQD]

در این تیزر 16 ثانیه ای ، گوشی جدید سامسونگ در مقابل دوربین حاضر می شود و این گونه سخن می گوید :

«من سامسونگ گلکسی اس 5 هستم و این چالش سطل یخ من است. (سطل آب و قطعات یخ بر روی گوشی ریخته می‌شود) اوه، خیلی یخ بود. افرادی که توسط من برای این کار نامزد می‌شوند آیفون 5 اس، اچ تی سی وان ام 8 و نوکیا لومیا 930 هستند.»

سامسونگ در این تیزر تبلیغاتی با نگاهی هوشمندانه و برگرفته از یک رویداد محبوب جامعه ، ضمن دعوت از رقبای خود به شرکت در یک چالش ، که می توان آن را نوعی صحنه آرایی قدرتمند نیز دانست ، کیفیت و مقاوم بودن محصول جدید را به رخ می کشد و با نگاهی زیرکانه تر مبنی بر پیشرو بودن در کلیه امور خیرخواهانه و تکنولوژی مدارانه ، به برند سامسونگ جانی دوباره می بخشد ، و خود را درگیر چالشی می کند که حتی برای آدمی نیز سخت است...

در جاذبه های اخلاقی نکته مهم ، اخلاق محوری با پرهیز از بی اخلاقگی هاست ، چنان که سامسونگ با درکی صحیح نسبت به این موضوع ، پس از این تیزر تبلیغاتی به جمع آوری مبالغی جهت مبارزه با این بیماری پرداخته ، تا نشان دهد که بهره گیری از یک جریان محبوب در جامعه ، تنها هدف این برند نبوده است .




طبقه بندی: واگویه های کمپین های تبلیغاتی، 
ارسال توسط محیا پورسلیم
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 1 شهریور 1393

صرف نظر ازطرح و ساختار یک کمپین تبلیغاتی مانند انتخاب سوژه ، سناریونویسی ، خلق و ایجاد کاراکتر، برای من به عنوان یک دوستدار و دنبال کننده کمپین های تبلیغاتی ؛ انتخاب شعار ، لوگو و برند از اهمیت بیشتری برخوردار است. شایداین مساله تا حدی شخصی و سلیقه ای باشد ولی همیشه می اندیشم اولین و اصلی ترین نقطه جذب یک کمپین تبلیغاتی که می تواند سبب جذب مخاطبی شود که ترافیک امانش را بریده و یا سبب بی اعتنایی مخاطبی  که با آرامش در امتداد یک بزرگراه می راند ، همین مساله به ظاهر ساده اما پیچیده است. یعنی انتخاب درست شعار تبلیغاتی.

شعار تبلیغاتی چنان قدرتی دارد که گاهی درنقطه خرید سبب یادآوری و بازآموزی مشتری و انتخاب و تشخیص درست محصول نسبت به رقیبش می شود . البته این مساله اصولی خواهد بود اگر در انتخابش دقت بیشتری نیز شود.

مشکل همینجا است که اکثر کانون های تبلیغاتی و حتی مدیران بازاریابی شرکت ها ترجیح می دهند بیشتر به رنگ و لعاب کمپین تبلیغاتی بپردازند تا به زعم خودشان غنای کار فزونی یابد. نمونه این مساله بیلبورد تبلیغاتی کمپین "زندگی بیمکث جریان داره" است که در ابتدای صبح یک روز گرم تابستانی در یکی از اتوبان های سطح شهر نظر بنده را چنان جلب کرد که خواب را از چشمان صبحگاهی ام زدود. البته نه به جهت جذابیت این شعار بلکه در ایجاد سوال های زیادی که حتی تا ساعت ها ذهنم را درگیر کرد . گاهی عدم رعایت ساده ترین واج آرایی ها و نکات دستوری تفاوت های معنایی زیادی ایجاد خواهد کرد. به عنوان مثال شما به عنوان یک مخاطب تبلیغاتی این شعار تبلیغاتی را چگونه می خوانید؟

1.     زندگی ، بیمکث جریان دارد.

2.      زندگی ِ بیمکث ، جریان دارد.

اما سوال اینجاست که اگر مورد اول مدنظر متخصصین تبلیغاتی بود پس چرا بیمکث را که اینجا دلالت بر متمادی بودن جریان زندگی دارد نه برند بیمکث ، به صورت جدا از هم درج نکرده اند؟ علاوه بر آن این مساله سبب القای این حس مخاطب می شود که زندگی بدون استفاده از برند بیمکث نیز جریان خواهد داشت که این به نوبه خود یک ضد تبلیغ برای برند به شمار می آید.

اگر مورد دوم مقصود اصلی است جدای از اینکه این انتخاب به دلیل مفهوم گنگ و مبهم آن چندان جالب و جذاب به نظر نمی آید ، بهتر بود که با ویرایش صحیح ، سعی در بهبود انتقال مفهوم شود.

جدا از اینکه ایده و مقصود اصلی گردانندگان این کانون تبلیغاتی چه بوده و هست شاید بهتر بود اگر به یکی از دو مورد زیر اشاره می شد.

1.     زندگی با بیمکث ، بی مکث جریان دارد.

2.     زندگی ، بی مکث جریان دارد. 

توجه به شباهت ظاهری و در عین حال تفاوت عمیق میان دو واژه بیمکث ( نام برند ) و بی مکث ( متمادی بودن ) در این شعار تبلیغاتی می توانست با چاشنی خلاقیت به بهترین شکل ممکن مورد استفاده قرارگیرد تا هم بر جذابیت این شعار و جذب مخاطب می افزود و هم مانع سوالات بی جواب در ذهن می شد. یادمان باشد که بیلبوردها به علت ارتباط یکسویه با مخاطب نسبت به تیزرهای تبلیغاتی در انتقال پیام نیازمند توجه بیشتری هستند. طوری که به عنوان مثال بنده اگر تنها تیزر تبلیغاتی این کمپین را دیده بودم ، با چنین حجم سوالاتی نیز روبرو نمی شدم.

خلاصه آنکه شعار تبلیغاتی را جدی بگیرید ، یک جمله کافی است تا کل نقشه ها را برهم زند...




طبقه بندی: واگویه های کمپین های تبلیغاتی، 
ارسال توسط محیا پورسلیم
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 26 تیر 1393

یک روز خوب کودکی ، آرزوهایمان را در باغچه کاشتیم تا مگر روزی جوانه زند و درختی که زیر سایه اش قدری نفس تازه کرد. از فردای آن روز کارمان شده بود گشت و گذار در حوالی باغچه و دلخوش به روزی که هر روز آمدنش را به تعویق می انداخت. تا به خود آمدیم ، دیدیم ؛  آب سرد بی تفاوتی ها و دلزدگی ها از ما کسی شبیه غیر ما ساخته است. روزهایی که از فرط دلتنگی به نقطه ای زل می زدیم که هر چه تلاش می کردیم آن را نمی یافتیم. تمام سهم مان گم شدن در چشمان اطرافیان و دلتنگی از کلاغی بود که هرصبح آمدن پاییز را خبر می داد. دلگیر بودیم از روزهایی که هر چه می دویدیم حاصلش نرسیدن بود و خسته از شکستن هایی که حریصانه به سویمان آغوش می گشود. اما ، ما در ورای همین سختی ها بود که کم کم آموختیم جنگ بی فایده است. باید خیلی زودتر از اینها با دلتنگی ها و آنچه شکست می خواندیم صلح می کردیم. ما یادگرفتیم از سختی ها ، که بجنگیم و بجنگیم و امیدمان کم شود ولی هرگز تمام نشود. از دل تمام ناممکنی ها ، آموختیم که حتی رنج هایی که برای عمیق ترین احساسات بشری باشند ، دلنشین اند . پس چه شد که امروز دوباره به راهی قدم می گذاری که بی شک تو را رو به راه نخواهد کرد؟ به تو می گویم ، به تو که بی شک در تشویش روزهای سختمان بوده ای ، و شاهد تمام لحظات آموخته مان. به تو می گویم باز که مگذار بی تفاوتی ها و دلتنگی ها از تویی که برای من اندازه او برای تو ارزشمند است ، آدمی بسازد متفاوت از خودت. مگذار رد پای آدم ها آن قدر در زندگی ات ریشه دواند که تو را مجروح زخم هایی سازد که به جای هر یک می شد گلی کاشت که دلیل تمام بودن هایت باشد. آنهایی را که به غم های درونت چنگ می زنند به خود رها ساز و آن هایی را که دلیل شادی ها و پایداری هایت هستند ، بگذار حضورشان هم چون خورشید ، سخاوتمندانه بر زندگی ات بتابد. به یاد داشته باش ، اویی که خواست من و تو باشیم ، همان کسی ست که به ما آموخت با تمام وجود خوب باشیم و خوبی کنیم. همانی که خود سبب ساز تمام خوبی هاست. بدان که تو آمده ای تا میراث دار عشق و مهربانی باشی ، همان واژه هایی که قرن ها در زیر عصیان زمانه به تاراج رفته است. پس بگذار آفتاب مهربانی باز بر تو بتابد ، بگذار تمام روزهای بد از تو بگذرند ، همانطور که روزهای خوب از ما گذشت ، بگذار همواره زبان غالبت شعر باشد و زبان نثر را تنها بر آنهایی برگزین که خود را در مقام خدایی صاحب قضاوت می دانند. دلت را به مهری آغشته ساز که در روحت به ودیعه گذاشته شده تا مباد روزی را شرمنده تمام نکرده ها و نداشته ها . قلبت را وسیع ساز و به آنی بسپار که بهترین امانت دار است.


پاورقی

_ " ألا بذكر الله تطمئن القلوب"

_  چون سرآمد دولت شب های وصل / بگذرد ایام هجران نیز هم " حافظ"

_ کآسایشی نباشد بی دوستان بقا را  " سعدی"

_ پـر و بـال ما بریدند و در قفـس گشـودند / چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد " حامد سرمد"

_ از منزل کفر تا به دین یک نفس است / وز عالم شک تا به یقین یک نفس است " خیام "

_ هر چه آید به دلم من به زبان آورمش

_ لحظه ها می گذرند/  آنچه بگذشت نمی آید باز " سهراب سپهری"

_ خداوند می بیند و می پوشاند ، مردم نمی بینند و فریاد می زنند...

_  سلسله موی دوست حلقه دام بلاست / هر که در این حلقه نیست ، فارغ از این ماجراست " سعدی"

_  نشود فاش کسی آنچه میان من و توست ... " هوشنگ ابتهاج "

_ " که خدا هست  ، خدا هست ، دگر غصه چرا؟ "

_ما برای رنج کشیدن آفریده شده ایم ، ولی به دنبال لذت بردن می گردیم ، باید پذیرفت که تنها راه ادامه دادن ، لذت بردن از رنج هایی ست که می کشیم " چارلز بوفسکی "

_ " وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا "

_ رسیدن به پیروزی هنر نیست ، هنر آن است که شکستی را به پیروزی تبدیل کنی " هنری بردو"

_ خبر آورده‌ام برای شما / عزم جنگ کرده شاه موشانا / یا برو پای تخت در خدمت/ یا که آماده باش جنگانا " عبید زاکانی ، موش و گربه "

_ برای رفع فشارهای عصبی باید دو گام برداشت : گام نخست اینکه برای مسائل جزئی خود را ناراحت نکنید ، گام دوم اینکه بدانید همه مسائل جزئی اند. " آنتونی رابینز"

_ اشتباه می کنند بعضی ها که اشتباه نمی کنند ، باید راه افتاد  ، مثل رودها که بعضی ها به دریا می رسند و بعضی هم به دریا نمی رسند ، رفتن هیچ ربطی به رسیدن ندارد ...

_  ترجیح می دهم تو امروز خیلی رنج بکشی تا اینکه همه عمرت ، همیشه کمی رنج بکشی " من او را دوست داشتم / آنا گاوالدا "

-        از آخرین پست مجموعه داستانک های من سه سال می گذرد، عجیب دلتنگ اش بودم، شاید گاهی دوباره ...




طبقه بندی: مجموعه داستانك های من، 
ارسال توسط محیا پورسلیم
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 15 تیر 1393

A company will get nowhere if all of the thinking is left to management

یك شركت به جایی نمی رسد اگر تفكر محدود به مدیریت شود.

آكیو موریتا (Akio Morita)




طبقه بندی: مونولوگ های بازاریابی، 
ارسال توسط محیا پورسلیم
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 6 تیر 1393

دو – سوم تصمیمات مشتری در فروشگاه و در لحظه خرید صورت می گیرد. مشتری ، 85 %  با چشم ( دیدن کالا) ، 10 % با لمس کردن (کالا و چشیدن آن)  و 5 % با گوش ( شنیدن نام کالا ) خرید می کند.

همین کافی است تا بدانیم تصمیم به خرید ، پروسه پیچیده ای است که اگر به درستی هدایت نشود ، نتایج مناسبی در پی نخواهد داشت. یکی از روش های عمده در تشویق و ترویج محصول که بر تصمیم خرید و ادراک مشتری و متقابلا ایجاد وفاداری در وی تاثیر خواهد داشت ، بازارپردازی ( MERCHANDISING ) است.



 هدف اصلی بازارپردازی ، ایجاد اتمسفر مناسب در فروشگاه و ترکیب محصولات جهت ارایه مناسب تر آنها است. بازارپردازان سعی دارند تا ضمن استفاده مناسب از کلیه عناصر موجود در اتمسفر فروشگاه از جمله طبقات ، دیوارها ، سقف ، نورپردازی ، بو ، رنگ ، موزیک و ... از یک سو تمایز مناسبی برای محصول ایجاد کنند و از دگر سو ، با ارایه اطلاعات مناسب در خصوص محصول ، سبب سهولت رویت و چیدمان مرتب محصولات و طراحی و نمایش بهتر فروشگاه شده تا فرآیند تصمیم به خرید مشتری را سهولت بخشند .

هرچند بسیاری از تحقیقات میدانی حاکی از آن است که استفاده از محرک های داخل فروشگاه در تصمیم به خرید زنان بیشتر از مردان ، افراد جوان بیشتر از افراد مسن و افراد با درآمد بالا بیشتر از افراد با درآمد پایین ، موثر است اما نمی توان از اهمیت بازارپردازی در عصر جدید بازاریابی به سادگی عبور کرد.

سوالی که همیشه مطرح می شود، آن است که آیا تاثیر بازارپردازی در همه انواع محصولات یکسان است یا خیر ؟ در پاسخ باید گفت که هرچه کالا با درگیری کمتر باشد ( یعنی فرآیند تصمیم به خرید محصول از سوی مشتری آسان تر انجام شود ) ، تاثیر بازارپردازی  نیز در ادراک مشتری از محصول و تصمیم به خرید و ایجاد انگیزه در وی بیشتر نیز خواهد بود.

تحقیقات نشانی می دهد که متغیرهای بازارپردازی به ترتیب عبارتند از : پاکیزگی فروشگاه ، چیدمان درست محصولات ، مرتبط بودن نمایش محصولات ، وجود برگه های اطلاعات و دسترسی آسان به محصول ، خوش اخلاقی و پاسخگویی مناسب و رسیدگی سریع به مشکلات مشتریان و توضیحات کامل از سوی بازارپرداز  ، آراستگی ظاهری بازارپرداز و پر بودن قفسه ها است.

بخش عمده فعالیت بازارپردازی باید از سوی بازارپردازانی صورت گیرد که برقراری ارتباط مناسب با صاحبین فروشگاه ، فروشندگان و مشتریان و داشتن ظاهری مناسب از جمله ویژگی هایی است که باید دارا باشند. بازارپردازان باید با هوشیاری دقیق نسبت به انجام امور زیر اقدام کنند:

- تعیین نقاط داغ فروشگاه ( بهترین مکان ، با بیشترین رفت و آمد و ازدحام و قابلیت دید بالا)

- مدیریت فضای فروشگاه جهت ارتقای کیفیت دید کالا

- قرار دادن ابزار تبلیغاتی در نفاط داغ فروشگاه و تلاش جهت ایجاد قابلیت بیشتر دید محصول

- ارایه ابزار تبلیغاتی مناسب

- گزارش فعالیت روزانه بازدید

- گزارش فروشگاه های جدید و بالقوه

- انتقال نیازهای فروشنده و مصرف کننده

پست آتی به ابزارهای بازارپردازی و تفاوت  POP، POSM و POS اختصاص خواهد داشت.




طبقه بندی: مدیریت و بازاریابی به روایت تصویر، 
ارسال توسط محیا پورسلیم
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 18 خرداد 1393



این روزها با نزدیک شدن به شروع مسابقات جام جهانی فوتبال که بزرگترین صحنه رویایی برندها به شمار می آید، محتوای تبلیغاتی این برندها نیز حال و هوای دیگری یافته است. کافی ست که به سایت های مختلف مراجعه کنید تا تبلیغات مختلف و البته اندک متفاوت برندها را که به نوعی به بستر رقابتی نیز تبدیل گشته اند ، مشاهده کنید.

آنچه در این صحنه آرایی بسیار جالب توجه است ، همگام شدن تبلیغات برندهای رقیب به صورت متوالی و پشت سر هم می باشد ؛ به گونه ای که مثلا هرکجا به تبلیغات برند سامسونگ اختصاص یافته ، با اندک فاصله از آن ، برند ال جی خودنمایی می کند. اولین مساله که به ذهن می رسد این نکته است که قطعا تبلیغات محیطی و محتوایی و اهمیت آن بر یکایک مدیران واضح گشته است که این چنین رقابت تبلیغاتی را در پیش می گیرند ولی به واقع حساسیت آنها نسبت به هزینه های هنگفت تبلیغاتی که پرداخت می کنند و مهمتر از همه این موارد ، تصویر سازی و موقعیت تثبیت گشته برند در ذهن مخاطبان چگونه است ؟ به راستی مشتری فقط تبلیغ را می بیند که سرگرم شود و یا بیشتر خرید کند و یا فراتر از همه اینها جایگاه محکمی از برند در ذهنش بوجود آید؟ این در حالی است که همواره تاکید می شود که راحت ترین راه حل برای نابودی یک برند ، تبلیغ آن است و مشتریان تیزهوش و رقبای همیشه در صحنه ، همواره می دانند که وقتی برندی تبلیغات را در پیش می گیرد ، قطعا از نقطه نظر فروش و سهم بازار خود در شرایط بحرانی قرار دارد.

علت گفتن این همه به این خاطر است که این روزها ، مجسمه های زنده ال جی ، با هدف حمایت از تیم ملی ایران در جام جهانی برزیل ، با شعار تبلیغاتی "روی خوش زندگی" و انتقال مفهوم شاد زیستن به خانواده ها در برخی شهرها دیده می شوند.مجسمه های رباتیکی که نظر عابران را به گونه ای جلب می کنند که تا دقایقی می ایستند،  از دیدن آنها لذت می برند ، لبخند می زنند ، با گوشی و دوربین های سامسونگ و سایر برندها عکس می گیرند و پس از آن می روند و می روند و.....

پی نوشت :

رقابت های تبلیغاتی این روزها خالی از لطف نیست ، روی آنها تامل کنیم تا در روزهای آتی به بررسی بیشترشان بپردازیم.




طبقه بندی: یک سبد تبلیغات، 
ارسال توسط محیا پورسلیم
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 9 فروردین 1393

تنها زمان اندکی برای خرید دارید و برای یافتن کالای مورد نظرتان باید به چندین فروشگاه و مغازه سر بزنید. تمام فروشگاه ها شلوغ و مملو از افرادی ست که مانند شما برای خرید آمده اند. جمعیت زیاد از یک سو و حضور فروشندگانی که مانند سایه در کنار شما و همگام با شما حرکت می کنند، کلافه تان کرده است  و احساس می کنید که این فروشندگان تنها می خواهند شما را وادار به خرید کنند بی آنکه برایتان مطلوب باشد و یا نباشد. طاقتتان دیگر تمام شده و با ناامیدی از سومین فروشگاه نیز خارج می شوید. در ذهنتان برنامه ریزی می کنید که بهتر است اجازه دهید کمی از شلوغی ها کم شود و روزهای آتی به خرید اقدام کنید. در این حین بر حسب اتفاق چشمتان به فروشگاهی که جمعیت کمتری در آن وجود دارد می خورد و با بی علاقگی می خواهید آن را هم امتحان کنید. به محض ورود موسیقی دل انگیزی به گوشتان می خورد و فضا آکنده از بوی خوشی ست که حس آرامش را در شما ایجاد می کند. فروشنده جوانی با لبخند و متانت به استقبالتان می آید و در تمام مدت مانند راهنما در انتخاب و یافتن کالای مورد نظر کمکتان می کند. لحظاتی بعد با آرامش و اطمینان از خرید خود ، فروشگاه را ترک می کنید.


لطفا خود را به جای مشتری بگذارید که برای خرید از فروشگاه تان بازدید می کند. به نظر شما مهمترین و اولین خواسته او چیست؟ درست است. مشتری در ابتدا نیازمند آرامش و سپس اطلاعات مناسب در خصوص محصول است.  اکثر فروشگاه ها تنها به بعد اطلاع رسانی در خصوص محصول توجه دارند و از حفظ آرامش مشتری هنگام خرید بی اطلاعند . آرامش احساس پیچیده ای ست که عدم آن در اکثر فروشگاه ها و مراکز خرید ، به ویژه در اوقات پرتردد که حجم وسیعی از افراد نیازهای همگونی دارند به چشم می خورد. برای خدمت رسانی مناسب به مشتری به دو نکته مهم باید توجه کرد: اول ایجاد محیطی آرام که مشتری بتواند با تمرکز بهترین و مطمین ترین انتخاب را داشته باشد و دوم رعایت حریم خصوصی او . یادمان باشد که مشتری ، ارزشمندترین دارایی است که از دست دادنش هزینه فراوانی را ایجاب خواهد کرد.




طبقه بندی: حیاط خلوت بازاریابی، 
ارسال توسط محیا پورسلیم
(تعداد کل صفحات:8)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

آرشیو مطالب
همراهان
پرتال اخبار دانشگاهی راهكار مدیریت
تبلیغات
blogskin