تبلیغات
خبرنامه بازاریابی - چگونه سكاندار برند خود باشیم؟
خبرنامه بازاریابی
گاهنامه ای رو به دنیای بازاریابی ، تبلیغات ، مشاوره و آموزش بازاریابی

بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 19 مرداد 1389

می گویند برند یا همان نام تجاری اثر انگشت شركت است وهمانطور كه اثر انگشت هركس خاص او ست ،پس هر شركتی هم باید برند خاص خود را داشته باشد. برند شامل تمام ویژگی های ملموس و ناملموسی میشود كه بواسطه آن فروشنده یك كالا شناخته میگردد. هم چنین برند شامل یك نام ،نشان یا سمبل، یك علامت ، آرم یا لگوی تبلیغاتی است. امروزه داشتن یك برند مناسب به نوعی تضمین كننده كیفیت محصول ،ویژگی ها و مزایا ، نحوه استفاده و حتی شخصیت استفاده كننده از آن محصول میباشد. منظور از مدیریت برند كلیه فعالیتهایی است كه با هدف ارزش گذاری در برند از دید مشتری انجام شده و نتیجه آن جز كسب منافع مادی و معنوی برای سازمان نخواهد بود. و شامل تدوین ، طراحی ، اجرا و حفظ و نگهداری برند است .آنچه بعد از طراحی و تدوین یك برند حایز اهمیت است مدیریت آن میباشد.پس تنها نمیتوان به داشتن صرف آن بسنده كرد و خوش بین بود. باید كاری كرد تا یك برند اصطلاحا به حاشیه نرفته و دچار یكنواختی برای مصرف كننده و حتی مورد كپی برداری توسط سایر محصولات نگردد. اما اكثر مدیران به زعم مدیریت برند با استفاده صرف از تبلیغات و تصاویر انیمیشنی و متحرك سعی در این امر دارند. آنها بر این باورند كه با تبلیغات می توان به ایجاد تصویری از برند یا گرایش عاطفی نسبت به كالا دست یافت. به بیانی دیگر خریدار اقدام به خرید كالای مصرفی مورد نیازش میكند ولی برند را انتخاب میكند. و این انتخاب بوسیله مفاهیم شكل گرفته  در ذهنش نسبت به كالا  صورت میگیرد. “مارتین رول ” بازاریاب و نظریه پرداز تبلیغاتی در سومین كنفرانس بین المللی برند در این زمینه به ارایه یك  رویكرد  ١٠ مرحله ای برای مدیریت و رهبری برند پرداخته است كه به قرار زیر است:

١) باید مدیران ارشد سازمان  به مفهوم برند توجه داشته باشند: آنها باید علاوه بر تخصص در حوزه های مدیریتی در بازاریابی و مشتری مداری هم متخصص باشند. پس نکته این است که مسوول بازاریابی، باید درون حوزه مدیریت وجود داشته باشد و با جریان های مدیریتی آمیخته باشد تا بتواند نظرات و ایده هایش را به جای آنکه از پایین به بدنه تزریق کند، از بالا به مجموعه زیرین خود ابلاغ نماید.

٢) باید از قدم زدن در فضاهای گنگ و ناشناخته پرهیز كرد چرا كه احتمال ضربه خوردن بیشتر است. بازار هم دقیقا همین است، باید خیلی واضح و روشن بدانید که فرق شما با دیگران چیست و چه تفاوت هایی میان سازمانی که شما در آن فعالیت می کنید، با دیگر رقبا و دیگر برند ها وجود دارد.

٣) فاکتور مهمی به نام عاطفه :  تحقیقات حاكی از آن است  که در انتخاب مردم از یک برند،بیشتر از آنکه قیمت سهیم باشد، مساله عاطفی وجوددارد. یعنی یک خریدار مهم است که یک برند را دوست داشته باشد. که این در مورد برندهایی که قیمت های مساوی دارند با یکدیگر، حتما صدق می کند، چرا که مردم ، چیزی را می خرند که از آن خاطره خوبی داشته باشند و به آن علاقه داشته و جزو موجودی های عاطفی شان باشد، ولی در کل، برندی که عامه به آن احساس خوبتری داشته باشند، محبوب تر و مورد توجه تر خواهد بود.

٤) نباید فقط به خود فكر كنید: بلکه باید سایر ذی نفعان را نیز وارد قضیه کنید، چرا که یک برند، هیچگاه به تنهایی موفق نمی شود. شما برای آنکه به موفقیت دست یابید ، نباید خودخواهانه همه چیز را برای خود بخواهید و انتظار داشته باشید که به همه چیزی هم که مد نظر دارید، دست یابید. بلکه منفعت، در یک سود جمعی و عمومی ، بیشتر از یک شیوه انحصاری و انفرادی است.

٥) باید چشم انداز قوی ای داشته باشید: نباید کوتاه نگر باشید و فقط چشم به اطراف خود داشته باشید. باید نگاهتان از یک نوع خمیرمایه وسعت و گستردگی بهره مند باشد.

٦) باید افرادی را داشته باشید که دلسوز شرکت شما باشند: باید شما سفیرانی را پرورش بدهید که با جان و دل به کارشان و به شرکت شما بها بدهند و عمیقا برای آن مایه بگذارند و کار کنند. وقتی که چنین افرادی را یافتید، قدر آنها را بدانید و به شان و منزلت آنها احترام بگذارید، چرا که آنها هستند که سبب پیشرفت شرکت شما خواهند شد و شما را پله پله به بالا خواهند برد و ارج و قرب شما را در نزد مخاطبین تان افزایش خواهند داد.

٧)(Delivery service) :باید سیستم تحویل دادن خدمات را نیز مد نظر داشته باشید. کار قابل توجهی که یکی از شرکت های ژاپنی تولید کننده پوشاک در بدو کارش در آمریکا انجام داد آن بود که محصولات خود را درون کانتینر های متحرکی که قابلیت جابجا شدن داشت ارائه داد و همین برای کسانی که دنبال تنوع در انتخاب بودند، جذاب بود. آن شرکت مدتی بعد از آنکه با این شیوه کار کرد، سیستم خود را تغییر داد و آنرا تبدیل به سیستم ثابت نمود. یادمان نرود که باید افراد را هم آموزش داد تا بین آنها همخوانی سازمانی ایجاد شود تا بدانند که چگونه باید در هماهنگی کامل با هم ، به امر ارائه سرویس ها بپردازند.

٨)(Communicate!)ارتباط برقرار کنید !  نباید نگاه کنید که شرکت های دیگری که در حال پیشرفت هستند، چه می کنند و شما دقیقا همان کارهایی که آنها انجام داده اند را کپی بزنید و تکرار کنید، بلکه باید ببینید و بررسی کنید که با وضع موجود و داشته هایی که در اختیارتان هست، شما چه می توانید بکنید و چه شیوه ای را برای برقرار کردن ارتباط و رابطه درست و موثر با مخاطبین خود برگزینید.

٩)(Brand performance) :کارکرد برند را اندازه بگیرید. همیشه باید بدانید که برند شما چه ارزشی دارد و از لحاظ اهمیت در چه موقعیتی قرار دارد. این مساله در تصمیم گیری های کلانی که برای شرکت خود صورت می دهید، اهمیت والایی دارد.

١٠)منعطف باشید و با زمان خود را تطبیق بدهید:این خیلی مهم است که شما فکر نکنید که چون قدیمی تر هستید و زودتر از دیگران به عرصه وارد شده اید، پس موفق تر هستید و همیشه هم استقبال از شما ، مانند سابق خواهد ماند. برعکس!ممکن است که خطر عقب ماندن از دیگران و به روز نبودن در نزدیکی تان باشد و شما از در ک آن عاجز باشید. مثلا سونی ، در چند سال اخیر نشان داده که خیلی متکبرانه رفتار نموده است و در استفاده از نوآوری، انگار که خساست داشته  وبه داشته های چندین دهه ی خویش ، می بالد.  در واقع آنها فراموش کردند که باید نو بمانند و نوآوری کنند تا بدین صورت از قافله عقب نمانند و همچنان پیشتاز بازار الکترونیک باشند.




طبقه بندی: جستارهایی در برندینگ، 
برچسب ها: نام و نشان تجاری، برندینگ،
ارسال توسط محیا پورسلیم
آرشیو مطالب
همراهان
پرتال اخبار دانشگاهی راهكار مدیریت
تبلیغات
blogskin