تبلیغات
خبرنامه بازاریابی - بازاریابی و فروش از جنس سینمایی
خبرنامه بازاریابی
گاهنامه ای رو به دنیای بازاریابی ، تبلیغات ، مشاوره و آموزش بازاریابی

بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 28 تیر 1390


سینما یكی از سرگرمی های ما ایرانی هاست كه كمتر تفریحات فاخر داریم. هرچند كه بنده به هیچ عنوان علاقه ای به دیدن تلویزیون و سینما ندارم اما چندی قبل به اجبار و دعوت دوست قدیمی برای دیدن فیلمی كه امروزه در معرض تبلیغات داغ است به یكی از مكان های اكران آن رفتم . اولین مساله كه توجه بنده رو بسیار به خود جلب كرد حضور انگشت شمار تماشاگران و صندلی های خالی بود. واقعیتش بنده چنان تعجب كرده بودم كه تمام زمان ابتدایی فیلم تنها چشم به درب داشتم كه مگر چند تماشاگر دیگر به جمع اندك ما بپوندند. و جالب تر آن بود كه همه تماشاگران این امر برایشان طبیعی بود و از اینكه به نوعی اكران خصوصی برایشان صورت گرفته است به خود می بالیدند.و باز جالب تر این بود كه در میان جمعیت انگشت شمار حاضر در سالن ، چندین كودك هم در كنار خانواده هایشان بودند كه همین مساله ذهن بنده را بسیار مشغول ساخت  كه كودكی به این سن از دیدن چنین فیلمی كه حتی برای ما بزرگتر ها جذابیتی ندارد چه احساسی می تواند داشته باشد. بالاخره فیلم شروع شد و من اصلا متوجه نشدم كه كی هم به پایان رسید. تمام طول مسیر بازگشت به چرایی توجه اندك مخاطبان و ساخت فیلم های دور از جلوه های هنری فكر میكردم. تا جایی كه یاد داشتم در بیشتر بزرگراهها و تبلیغات محیطی مترو و مكان های عمومی تبلیغ فیلم مربوطه را دیده بودم نه یكبار و دوبار. و با حضور سوپراستارهای سینمای كشورمان این امر بر من مسجل گشته بود كه این می تواند فیلمی باشد كه نظر مخاطب را به خود جلب كند. اما واقعیت چیز دیگری بود. لذا بر بنده ثابت گشت كه تنها تبلیغات نمی تواند ابزاری مناسب برای فروش بیشتر یك فیلم باشد. كما اینكه در سالهای اخیر تبلیغات ارزشمندی نیز برای سینما و فیلم های به روز صورت گرفته است( هرچند برخی معتقدند كه این تبلیغات بستگی به نوع و ساختار فیلم دارد و در رقابت تبلیغاتی فیلمی برند ه است كه باب دندان اقلیتی باشد) ، اما چرا سال هاست كه شاهد فیلمی كه بتواند گیشه را تكان دهد نیستیم؟ چرا شاهد حضور بازیگران و ستارگان سینما در فیلم های مبتذل هستیم؟ تا كی باید تنها شاهد ساخت فیلم های تجاری باشیم كه می خواهد مخاطبی راكه از جنس ایرانی است به هر قیمتی كه شده بخنداند؟  چرا هر روز بر تعداد سینمای های تعطیل شده افزوده میشود؟  به پاسخی برای تمام این چراها یافتم و آن اینكه تنها انقدر این مساله را فریاد نزنیم كه بازاریابی در سینمای ما ضعیف است و ناتوان است و... به اعتقاد بنده با توجه به مختصات زمانی و مكانی ، بیش از ضعف این بخش مسایل دیگری هم وجود دارد كه به شرح زیرند:

١- همانطور كه گفته میشود  در بازاریابی یك كالا ، باید شاهد حرفه ای شدن حوزه هایی چون برندینگ و بسته بندی باشیم ، انتظار می رود كه زیر بنای مناسبی نیز برای حوزه فیلمنامه نویسی فراهم گردد. اصولا نمایش دارای ٥ گرایش ادبیات نمایشی ، كارگردانی ، بازیگری ، صحنه آرایی و نمایش عروسكی است. بی آنكه اثری از فیلمنامه نویسی باشد. تا زمانی كه به فیلمنامه نویسی نگاهی علمی  و آكادمیك نشود نمی توان انتظار حضور فیلمنامه نویسان حرفه ای را داشت.

٢ـ  همانطور كه در بازاریابی محصولات انتظار می رود كه مدیران نگاهی علمی و فاقد هرگونه خود محوری داشته باشند از كارگردانان نیز انتظار می رود كه به عنوان اصلی ترین افراد در تهیه یك فیلم سینمایی گام های مثبتی بردارند. اما اغلب كارگردانان نیز در این گیر و دار تمایل دارند كه مساله را به سود خود تمام كرده و برای كسب درآمد بیشتر خود مسولیت فیلمنامه نویسی را نیزبه عهده گیرند و در جواب چرایی منتقدان اظهاراتی چون تمركز بیشتر بر محوریت داستان و خوب از آب درآمدن فیلمنامه و ژانر بخشی را بیان می دارند. هم چنین تا زمانی كه شاهد فیلم نامه های كپی شده ازداستانهای ایرانی و خارجی و یا فیلمنامه های غربی از سوی اكثر كارگردانان كشورمان هستیم دیگر چه انتظار ی می توان داشت كه فیلمنامه نویسی از مجرای علمی و هنری تداوم یابد. ( یادصحبت دكتر محمدیان می افتم آنچه توانسته ایم كپی كاری بوده است)

٣- فارغ از هرگونه كوتاهی و قصور در فیلم نامه نویسی از سوی بزرگان سینمای كشورمان ، سینمای ما هنوز شاهد رشد نقد نویسی و حضور نقد نویسان خبره نیست. نمی توان گفت كه در این امر تنها فرد یا قشر خاصی اهمال كاری داشته است. شاید این به روحیه ما ایرانی ها باز می گردد كه كمتر روحیه انتقاد آمیز داریم. حضور یك منتقد منصف همانند نقش یك مشاور بازاریابی برای یك محصول است كه می تواند الگوها و راهكارهای مناسبی را در اختیار كارگردان قرار دهد.در پایان می توان به صراحت اظهار داشت كه سینما یك هنر و فن مركب است كه به یك سلسه ابزارهای پیشرفته صنعتی نیاز دارد. علی رغم اینكه سابقه آن در كشورمان كمتر از سایر ادبیات مكتوب چون داستان است نباید تنها به هر قیمتی كه شده مخاطب را در معرض آگهی های محیطی فزاینده آن قرار داد. برای حل خالی بودن صندلی های سینما باید جلوتر از مسایل بازاریابی و تبلیغات به مسایل دیگری توجه شود كه امروزه در حاشیه امر قرار دارند




طبقه بندی: مدیریت و بازاریابی به روایت تصویر، 
ارسال توسط محیا پورسلیم
آرشیو مطالب
همراهان
پرتال اخبار دانشگاهی راهكار مدیریت
تبلیغات
blogskin